تبليغاتX
یه عاشق

<-BlogTitle->

<-BlogDescription->


ارسال شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 22:49




چه لطیف است حس اغازی دوباره !
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای اغاز تنفس ...
و چه اندازه عجیب است روز ابتدای بودن !
8 اردیبهشت قشنگ ترین روز دنیا مبارک باشه عزیزم ... خیلی میخوامت ...
تولدت مبارک بهترینم ...


نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در شنبه سوم فروردین 1387 و ساعت 18:43

حميد جونم ببخشيد خيلي وقته كه اينجا واست چيزي ننوشتم
با تمام وجود رسيدن بهار 87رو به تو تنها عشق و عزيزترين و مهربونترينم

تبريك ميگم و از خدا مي خوام سال خيلي خوبي داشته باشي و هيچ چيزي

غمگينت نكنه

دوست دارم حميدم


نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در شنبه سوم فروردین 1387 و ساعت 18:26


حميدم:
در بنفشه زار چشم تو من ز بهترين بهشت ها گذشته ام
من به بهترين بهارها رسيده ام
اي غم تو همزبان بهترين دقايق حيات من
لحظه هاي هستي من از تو پر شده

 


نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در شنبه سوم فروردین 1387 و ساعت 18:0

باز كن پنجره ها را اي دوست هيچ يادت هست كه زمين را آتشي وحشي سوخت
برگ ها پژمردند تشنگي با جگر خاك چه كرد
باز كن پنجره ها را كه نسيم روز ميلاد اقاقي ها را جشن مي گيرد
و بهار روي هر شاخه كنار هر برگ شمع روشن كرده


نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 20:35

به سوز بادهاي عالم ديگر توانم بريده است
اي كاش كه عجز مرا خالي مي كرد
كجايند پرده هاي اسرار
كنار زده شوند و من سر خود را در آنها مي ديدم
ديگر توانم بريده است
دل بريده از دلبستگي ها
دل بريده از دل وابستگي ها
مبادا مرا از ياد ببريد
اي كاش مرا باور مي كرديد



نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 20:22


نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 20:18


نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 و ساعت 4:3


نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 و ساعت 21:45

ساز های پر از آواز                                                                     

      همه بی آهنگ ولی پر از راز                                           

دستی نیست که آنان را

                                           بصدا در آورد    

                    پس بیا تو آنها را بنواز              

       

YY I Love You Farzane J  n YY


نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 0:45

چو فرهاد آمدي و تيشه در دست
تنم چون بيستون از تيشه سر مست
تن و جان و دلم هم ريشه ي توست
صداي تيشه ات در سينه بشكست

در خيالم آينه اي ساختم از تو ، نگاهت به وسعت بيكران آبي آسمان ها ، قلبت به

پهناي دشت و سرسبزي جنگل ها ،و آغوشت بهترين و گرم ترين جايگاه امن است

براي من كه همانند گنجشكي باران خورده و بي پناه هستم

 
حميد جونم امشب خيلي اعصابم به هم ريخته آخه تا من از اتاقم بيرون رفتم تو

زنگ زدي منم نبودم جواب بدم حالا چيكار كنم دلم تنگ شده با اينكه فقط 6روز تا

شهريور مونده اما من ديگه طاقت ندارم حالا امشب چه طوري بخوابم ؟؟؟ حقمه كاش

نمي رفتم بيرون
حميدم من معني واقعي شمردن رو هر روز بيشتر از روز قبل فهميدم ، شمردن

لحظه هارو ، من طعم همه ي لحظه هايي رو كه تو ازم دور بودي چشيدم خيلي

تلخ بود ، جون من زودتر بيا آخه ديگه طاقت ندارم از اين ثانيه هايي كه لحظه

هارو ازم مي گيرن اما ديرتر از هميشه متنفرم احساس مي كنم دارن مسخرم مي

كنن چون نشستم و دارم ميشمرمشون انقدر به ساعت ديوار اتاقم خيره شدم و

لحظه شمردم كه وقتي نگاش مي كنم فكر ميكنم خيلي ازم عصبانيه و اگه دستش

بهم برسه...ولي خوب ، بايد خوشحال باشه چون لحظه هارو واسه رسيدن به

فرشته اي مهربون مثل تو ميشمرم و اون ساعته لحظه شماري من براي رسيدن

به عشقمه...


حميد جونم از هميشه بيشتر عاشقتم و دوست دارم
دوست دارم
دوست دارم
... 

  


نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 و ساعت 17:48

حميد جونم تولدت مبارك
امسال دومين ساليه كه من ميتونم تولدتو تبريك بگم از خدا مي خوام سالهاي زيادي بتونم تولدتو تبريك بگم و واست جشن بگيرم اگه همه ي روزاي سال بدترين روزاي زندگيم باشه شب تولد تو انقدر زيباست كه همه ي خستگيهارو همه ي غمهارو فراموش مي كنم چون مي دونم كه تو اين روز عزيزترين كسم اومده كه من تنها نباشم 
پس دليلي براي غم و غصه داشتن نمي مونه
با تمام وجودم از خدا ممنونم به خاطر آفريدن فرشته اي مثل تو
حميد جونم به خاطر همه ي كمكهايي كه اين سال بهم كردي ممنونم هيچ وقت فراموش نمي كنم وقتي همه تنهام گذاشتن تو كنارم بودي و همين واسم كافي بود
اينارو نوشتم كه همه بدونن واقعا مهربوني
خدايا هميشه ازت ممنونم به خاطر اين لطفي كه بهم كردي


 تولدت مبارك عشق من

خيلي دوست دارم


نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 و ساعت 17:44

دست بزنيد و شادي كنيد امشب شب تولده

 
تو باغ سبز زندگي يه غنچه ي گل وا شده
خنده نشسته رو لباش شادي مي باره از چشاش
قد كشيده و بزرگ شده قربون اون قد و بالاش
كيك تولد بيارين بيار بيار كيك رو بيار
 شمعهارو زود روش بذارين بذار بذار شمعو بذار
يك و دو و سه د يالا شمعهارو فوت كن حالا
تولدت مبارك چش نخوري ايشالا
ببر ببر كيك رو ببر به ما بده تو هم بخور
 نازو نازو نازنينه ماه روي زمينه
 كيك تولدش هم مثل خودش شيرينه
گل و گل و گل گل گلكه چه خوشكل و با نمكه تولدش مباركه مباركه مباركه

تولدت مبارك حميدم 


نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386 و ساعت 23:25

عشق لالايي بارون تو شباست
نم نم بارون پشت شيشه هاست
لحظه ي شبنم و برگ گل ياس
لحظه ي رهايي پرنده هاست
تو خود عشقي كه همزاد مني
تو سكوت منو فرياد مني
تو خود عشقي كه شوق موندني
غم تلخ و گنگ شعراي مني
وقتي دنيا درد بي حرفي داره
تويي كه فرياد درداي مني

حميد جونم زودتر بيا دلم خيلي واست تنگ شده

خيلي دوست دارم عشق بي همتاي من


نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در شنبه شانزدهم تیر 1386 و ساعت 23:10

اي ماه من تو مهتاب تريني
به جانت قسم كه از عسل شيرين تريني
تو را قاب مي كنم و بر لب دل مي گذارم
كه از طلوع نور نيز زيبا تريني
اي عزيزترينم دوست دارم


دوست دارم فرزانه جونم


نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 و ساعت 23:20

كاش! شب مي شد و از دور تو را مي ديدم
كاش! گلبوسه ي لبخند تو را مي چيدم
كاش يك! بار تو در خلوت من مي ماندي
راز پنهان مرا از نفسم مي خواندي
كاش! مهرم به درون دل تو مي تابيد
كاش! سير نگهم ،در نگهت مي خوابيد
كاش! ياد رخ من مست و خرابت مي كرد
كاش! افسون دلم نقش بر آبت مي كرد
كاش! افسانه ي عشقم به دلت جا مي شد
كاش! دنيا ز شعف غرق تمنا مي شد

دوست دارم حمیدم


نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 و ساعت 23:18

مرا امشب تب هجران ز شب هاي دگر بيشست
چنان سوزد دلم ز آتش كه گويي نيش در نيشست
طبيبان عاجزند از ناله ي درد جگر سوزم
خداوندا چه درماني دواي اين دل ريشست؟؟؟


نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386 و ساعت 23:23

آن روز كه نگاهم كردي و مرا با شوق به گلستان آروزهايت بردي من از دريچه ي چشمان تو زندگي را دريافتم ، آن روز كه مرا به نام خواندي من به اعماق قلبت نفوذ كردم و نگاهم را نثار چشمان زيباي تو كردم
دوست دارم حميدجونم


نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386 و ساعت 23:16

در ميان همه گلها گشتم عاشق نشدم تو چه بودي كه به عشق تو گرفتار شدم؟؟؟

تقديم به حميدم 


نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه نهم خرداد 1386 و ساعت 21:29

خب ما از ماه عسل اومدیم


نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در یکشنبه ششم خرداد 1386 و ساعت 0:15

يارب!چه شبي ست امشب كه ز پس سحر ندارد من و باز آن دعاها كه

يكي اثر ندارد دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد

حميدم كجايي

خيلي دوست دارم مواظب خودت باش هرجا هستي

......

سایت تخصصی آپلود عکس و تصویر وبلاگهای ایرانی


نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در شنبه پنجم خرداد 1386 و ساعت 18:38

من صدفي كوچك بودم كه پاي عابري مرا به رودخانه اي انداخت

 و زمان مرا به دريايي بزرگ رساند و دست دريا مرا تقديم اقيانوس ساخت

اقيانوس نيز مرا طرد كرد و رسيدم به ساحلي در جزيره اي دور افتاده ...

اكنون در چشمان پر غمم رقص دريا را ببين

 به صدايم گوش كن آن هم با عشق زخمه مي زند

 و آواز عشق مي خواند با خود مي انديشم از خود بيخود گشته ي چيستم

 گويي دل در سينه ندارم آري دلم در جايي مانده...

دقايقي مي گذرد و اكنون اين منم يه عاشق ، عاشق دريا و اين حسادت

 است كه مرا آرام نمي گذارد حسادت

 به امواج پر تلاطمي كه درآغوش دريايند امواجي كه دريا عاشق آنهاست

 و آنگاه كه براي لحظه اي از آنها دور ميشود

 براي در آغوش گرفتن دوباره ي اين امواج سركش گريزان ، قطره ها

را ميشمرد وحال آرزوي صدف كوچك آرزوييست محال...

او مي خواهد موج باشد تنها همدم دريا

 او مي خواهد هميشه آرام در كنار دريا باشد

تا قلب آبي اين درياي بي كران در حسرت دوري از امواج بي مهر به

تپش نيفتد او مي خواهد...اما...


نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در شنبه پنجم خرداد 1386 و ساعت 18:35

تو فصل زرد گريه هام بهار آرزوم تويي

 تو خواب و تو بيداري هام هميشه پيش روم تويي

 جز تو نمي خوام دلمو به هيچ نگاهي بسپرم

 گفتمو باز بهت مي گم از ته دل دوست دارم

 دلم نمي خواد صداتو يه لحظه از ياد ببرم

 من هميشه ناز تورو هرچي كه باشه مي خرم

 مي خوام هميشه باشي و خنده رو لبهام بشوني

 هرچي كه دلتنگي دارم از دل تنهام بروني

بيا بيا بيا تا باز دست توي دستات بذارم

بذار كه دنيا بدونه دوست دارم...دوست دارم


نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386 و ساعت 23:46

عشق همانند پرنده ايست كه در آسمان مهرومحبت در پرواز است و بر بام خانه اي از صفا و صداقت مي نشيند و با شهامت در كنج اتاقي از دلدادگي و سخاوت لانه مي كند و آنقدر در رنج و انتظار مي ماند و بعد از وصال يا در لحظه ي تلخ جدايي از او مي ميرد...


نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386 و ساعت 0:24

اي كاش زمين بادكنكي بود كه با نفس هايم بادش مي كردم اي كاش آسمان آبي نبود تا به رنگ محبت با مداد عشق رنگش مي كردم اي كاش ماه بادبادكي بود تا در آسمان خانه ام به پرواز در مي آوردمش اي كاش زندگي ام مثل ستاره بود هميشه درخشان و تابان اي كاش روياهايم واقعي بود تا براي آيندگان مي نوشتم ...


نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 23:24

گل سرخي برايت روشن مي كنم شايد مرا ببيني من در همسايگي علفهاي گمنام خانه دارم و آرزويم اين است كه هر روز بتوانم شعري برايت بگويم و كتابي در وصف نفسهاي تو بنويسم من كنار رودهاي قشنگي زندگي مي كنم كه دوست دارند يك روز دريا را در آغوش بگيرند من آينه اي بر ديوار اتاقم دارم كه هر روز صبح همه ي خدايان موهايشان را در آن شانه ميزنند من با واژه ها صبحانه مي خورم و در سطرهاي سپيد يك دفتر خودم را مي شويم گاهي واژه اي تازه مي آفرينم تا بتوانم با تو حرف بزنم وقتي تو هستي مي توان خورشيد را از ميان آسمان چيد و در دستمال كهنه اي پيچيد و كنار گذاشت مي توان ماه را خاموش كرد مي توان ستاره هاي غريب را فراموش كرد مي توان يك كبوتر بود يا پروانه اي بر شانه ي هابيل مي توان يك گل سرخ شعله ور بود يا كلمه اي تبدار بر لبان يك عاشق...

تقديم به تنها عشقم حميد جون


نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 و ساعت 0:7

پروردگارا
خودم را تقديم تو مي دارم

 با من كن و از من ساز آنچه را خود اراده كني

 از اسارت نفس رهايم كن

 تا انجام اراده ات بهترتوانم

مشكلاتم را بگير تا پيروزي بر آنها شاهدي باشد

براي كساني كه با قدرت تو راه تو عشق تو ياريشان خواهم كرد باشد كه

 هميشه بر اراده ات گردن نهم...


نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 2:20


نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 0:34

سعي كن درد را بفهمي ذهنم را بخواني اشكم را ببيني صدايم را بشنوي صدايي كه تو در من خفه كردي آن صداي خفه روزي به تو خواهد گفت((دوستت دارم حمیدم))



نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 0:29

واي بر من گر نمي ديدم تو را گر نمي ديدم در اين دنيا تو را گر نمي كردي به سوي من نگاه با نگاهي گر نمي رفتم ز راه عاشقي گر در سرشت من نبود يا كه عشقت سرنوشت من نبود گر تو را بخت بد كوتاه من سوي ديگر مي كشيد از راه من اين زمان جانم ز مهرت پر نبود سينه ام منزلگه اين در نبود گر چه ديدم در رهت دام بلا واي بر من گر نمي ديدم تو را


نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


ارسال شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 0:28

 


نویسنده : [ Hamid Va Farzane ] موضوع : [ ]
[ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 ]


copyright © limpet All right reserved
This Template Designed by Mehran Rostami Copyright © 2005 Pars Theme