دو عاشق
limpet
حمیدم غصه نخور یادت نره هیچوقت ، که هیچ چیزی نباید ناراحتت کنه حتی اگه من بمیرم ... عشق من همیشه ی همیشه باید شاد شاد شاد باشه :* ماه من غصه نخور
سلام حمیدم امسال 19 آذر وقت نکردم 6 ساله شدن عشقمونو جشن بگیرم حالا دیگه وارد سال 7ام شدیم ، یادمه چقدر عاشقانه و صادقانه بهم گفتی که تا همیشه باهام می مونی و هیچوقت تنهام نمیزاری و قول دادی ! و سر قولت موندی اونموقع فقط خودت و خودم و خدا می دونسیم که نیتت چقد پاک و محکمه ، و حالا شدی یه کوه که تنها تکیه گاهمه هنوزم عاشقانه دوست دارم مث اولین دفعه ای که احساس پاک دوست داشتن رو توی عمق وجودم حس کردم و اولین کسی رو که با تمام وجود دوست داشتم تو بودی از خدا می خوام بهمون خوشبختی و عشق و علاقه و دوستی زیااااااااااااااااااااااد بده که بتونیم سالگرد 1000 ساله شدن اولین دیدارمونو جشن بگیریم ، و از خدا میخوام هیچ وقت اجازه نده که قهر مارو پیدا کنه خیلی دوست دارم عشق بی نظیرم تو اون کوه بلندی که سرتاپا غروره کشیده سر به خورشید غریب و بی عبوره تو تنها تکیه گاهی برای خستگیهام تو میدونی چی میگم تو گوش میدی به حرفام به چشم من تو اون کوهی ، پر غروری بی نیازی با شکوهی طعم بارون توی دریا رنگ کوهی تو همون اوج غریب قله هایی تو دلت فریاده اما بی صدایی تو مثل قله های مه گرفته منم اون ابر دلتنگ زمستون دلم میخواد بزارم سر رو شونت ببارم نم نم دلگیر بارون
سلام حمیدم نمی دونی چقدر دلم برای تو و دیدنت و برای با تو بودن تنگ شده ، مطئن باش این آخرین دفعه بود که بدون من پاتو ازین شهر بیرون گذاشتی ، اگه می دونستی چقدر سخته واسم که حتی 1 ساعت ازم دور باشی ، هیچوقت دلت نمیومد 20 روز بری یه شهر دور و تنهام بزاری ، می دونم مجبور بودی اما آخه من چیکا کنم که طاقت دوری ندارم ؟!؟ اوکی حالا بگذریم زندگی با تو چه زیباست نمیدانی تو دل من غرق تمناست نمیدانی تو شوق دیدار تو در باغ دلم میشکفد بلبل مست تو تنهاست نمیدانی تو جز تو کس نیست که من منتظر او باشم دل من منتظر توست نمیدانی تو . . . خیلی دوست دارم عشقم
سبدی هست در اندیشه من که پر از گل بدهم هدیه به تو غافل از آنکه تو خود نابتری یک جهان گل بخورد غبطه ی تو حمیدم نمی دونی چقدر خوشحالم که امسالم می تونم روز مرد رو بهت تبریک امسال البته متفاوت چون تو مرد واقعیه زندگیه منی دیگه لازم می دونم توی این شب قشنگ به خاطر همه ی مهربونیات ازت تشکر کنم همیشه واسم یه همدم و همراه واقعی بودی و هستی و خواهی بود به مناسبت این شب قلبم رو با همه ی عشق و دوستی و علاقه ای که توش هست تقدیم تو بهترینم می کنم هر چند ناقابله اما ردش نکن چون یه ذره از عشق توی اون متعلق به کس دیگه ای نبوده و نیست ، نخواهد بود و اون به عنوان یه هدیه پاکترین و بی نظیرترین چیزیه که دارم و فقط تو لیاقتشو داری چیزی نیست که کهنه شه ، خراب شه ، تموم شه ، همیشه باهات می مونه دوست دارم توی این روز عزیز ، توی این لحظه های قشنگ باید از عشق بسازم غزلی قابل تو غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو دلی از جنس بهار است که تقدیم تو باد سبز باشی و دلت خانه ی پاییز مباد امشب می خوای بری بدون من
خیسه چشای نیمه جون من
حرفام نمیشه باورت چیکار کنم خدایا
راحت داری میری که بشکنم عشقم بزار نگات کنم یکم شاید
با هم بمونه دستای ما به جون تو دیگه نفس نمونده واسه ی من
نرو تو هم دیگه دلم رو نشکن
دلم جلو چشات داره میمیره
نگام نکن بزار دلم بمونه روی پاهاش فقط یه ذره آخه مهربون باش
خدا ببین چه جوری داره میره آره تو راس میگی که بد شدم آروم میگی که جون به لب شدم امشب بمون اگه بری چیزی درست نمیشه ساده نمیشه بی خبر بری عشقم بگو نمیشه بگذری از من بگو کنارمی همیشه توروخدا ببین چه حالی ام نگو که میری دلم می خواد که دستمو بگیری نرو بدون تو شکنجه میشم پیشم بمون دیگه چیزی نمی گم آخریشه کسی واسم شبیه تو نمیشه بمون الهی من واست بمیرم مهتاب برف زیبا و سفید را به آرامی نوازش میکند و شبی رویایی و افسونگر را نوید میدهد
در آن شب آرام و سفید، فقط عشق است که جریان دارد حمیدم واسه همه لحظه هایی که باعث ناراحتیت شدم منو ببخش خیلی دوست دارم حمیدم این اولین ولنتاینی هست که تو ازم دوری و اولین ولنتاین بعد از رسیدن من و تو به هم از خدا می خوام ولنتاین سال بعد کنار هم باشیم خیلی دوست دارم عشقم ولنتاین پیشاپیش مبارک عشقم حمیدم خیلی دلم هواتو کرده و جای خالیه تورو همه جا احساس می کنم ، با اینکه هر روز زنگ می زنی و حتی روزی 2 دفعه ، اما دل من خیلی تنگه ، کاش میشد بیای مرخصی ، باید بگم این شهر بدون تو واسم هیچ رنگی نداره ، احساس می کنم بین یه عالمه آدم غریبه گیر کردم و هیچ راهی ندارم جز تحمل ... و تو خودت خوب می دونی چرا من بی تو هیچم ! از اونروز که رفتی سربازی تا الان جز 1-2 دفعه به اجبار دیگه پامو از خونه نزاشتم بیرون ، نمی تونم این شهر و آدمارو تحمل کنم ... انقدر لحظه هارو شمردم ، اما افسوس ... فک می کنم زمان با من سر لج گذاشته ، میگن 12 روز گذشته اما من باور نمی کنم چون واسه من 12 قرن گذشته و هنوزم باید بشمرم ... از خدا می خوام همیشه مواظبت باشه و سالم باشی ، خیلی دوست دارم بالاخره وقت سربازی رفتنت رسید ... حمیدم الان 6 روزه که ندیدمت ، نمی
دونی چقدر دلم تنگه و دارم لحظه شماری می کنم که تموم شه ، هرشب زود میخوابم که
زود فردا بشه که زودتر دی و بهمن تموم شه و برگردی انقدر دلم تنگ شده که بگم
دوست دارم ، که بگی دوسم داری ... توروخدا مواظب خودت باشی همیشه خیلی دوست دارم عشقم غمینمو تنها ، به خلوت شبها ، شکسته
دلم را جدایی تو چو شعله ی لرزان ، چو آتش سوزان ، شرر
زده بر جان جدایی تو نه برق امیدی ، نه نور نویدی ، نه صبح
سفیدی ، در این شب غم به جان زده آذر ، فراق تو دیگر ، دلم
شده یکسر ، لبالب غم عشق تو شد چون دام بلا ، کرده پریشان
حال مرا چه چاره کنم با جدایی تو ؟ در آتش آهم دو دیده به راهم که بی تو
اسیر سکوت شبم بیا به کنارم ببین شب تارم بیا که دگر
جان بود به لبم
سلام حمیدم خوبی؟ حتما همینطوره ، امشب خیلی
خوشحالم ، آخه هر سال یه دفعه این اتفاق میفته که من همه ی غمهامو فراموش می کنم و
خوشحال میشم ، اونم شبیه که می دونم فرداش یکی از مهربون ترین آدمای خدا به این دنیا
اومده ، امسال 2تا خوشحالم :"> یکیش واسه اینه که داریم به هم می رسیم و
امیدوارم دیگه سختی پیش رومون نباشه ، و یکیش هم به خاطر اینکه
تولدتهههههههههههههههه خیلی خوشحاااااااااااااالم ، و خوشحالیم
قابل وصف نیست و اما حرفای من : حمیدم ! می دونم توی
سالی که گذشت خیلی اذیتت کردم ، خیلی غر زدم ، خیلی وقتا به خیلی چیزا گیر دادم ،
خیلی دختر بدی بودم اما معذرت می
خوام ، ازت میخوام به خاطر همه ی بدیهام منو ببخشی ، و قول میدم امسال هیچ کاری
نکنم که باعث ناراحتیت بشه ، این قول خیلی سخته ، اما من قول میدم چون میخوام
هروقت که بخوام شیطونی کنم یادم بیفته که چه شبی چه قولی دادم :"> و به
خودم اجازه ندم برنجونمت ، احتمالا این سال خیلی سخت هستش واسه هر دومون چون تو میری
سربازی و من تنها می مونم اما از خدا می
خوام خیلی زود و خوب بگذره تا ما به هم برسیم خیلی دوست دارم تولدت مبارک
عشقم ... عشق تو به تار و پود جانم بسته است حمیدم شاید به نظر تو نباید این روز رو بهت تبریک بگم چون نه مرد زندگی هستی نه پدر هستی اما من در تو انقدر لیاقت می بینم که می خوام از ته قلب این روز رو بهت تبریک بگم و به خاطر همه ی خوبیات ازت تشکر کنم که همیشه پشتیبانم هستی و به همه ی خواسته هام اهمیت میدی و همیشه با منی ! روز مرد رو به تو اولین و آخرین مرد زندگیم تبریک میگم و امیدوارم تا آخرین نفس بتونم این روز رو بهت تبریک بگم خیلی دوست دارم حمیدم در میان من و تو فاصله هاست گاه می اندیشم، می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری چشم من ، چشمه زاینده اشک گونه ام بستر رود کاشکی همچو حبابی بر آب درنگاه تو رها می شدم از بود و نبود ببین منتظرتم مرد رویاهام :"> خیــــــــــــــــلی دوست دارم حمیدم کاشکی یکی بود از دلم خبر داشت کوه غمو از رو دوشم بر می داشت کاشکی یکی بود روی دلتنگیام با عشق خوبش کمی مرهم می زاشت هیچکی به فکر منو این دلم نیست هیچکی به فکر حل مشکلم نیست کاشکی یکی بود که به خاطر من به خاطر من یه قدم بر می داشت درد دلامو پیش کی بخونم ؟ به انتظارش چشم به در بمونم تا که یه روزی واسه ی همیشه غصه هارو از تو دلم برونم آهای خدای مهربون ، آی خالق هفت آسمون بیا دل شکستمو به آرزوهاش برسون تا به امید تو دلم نشه دوباره نصف جون روزای تاریک منو به روشنی ها بکشون خسته شده دلم از این زمونه کسی که نیست قدر منو بدونه کسی که نیست تا واسه ی همیشه بیاد و با من و دلم بمونه دوست دارم عشقم آدرسش هم واستون میزارم خب . اولین خاطره برای امروز هشتم اردیبهشت سال 1389 هستش . یعنی روز تولد فری جون . امروز تولد فرزانه جون بود . فرزانه از ساعت 2 تا 5:30 کلاس داشت . قرار بود بعد از کلاس برم دنبالش تا با هم بریم بیرون تا آمپول فری رو بزنیم :دی حالا آمپول واسه چی و چرا بماند . فقط بگم خدا رو شکر مشکلش دیروز که دکتر بودیم گفتن کاملاً رفع شده و فقط این یکی دوتا آمپول رو باید بزنه تا خوبه خوب شه . بعد از امپول رفتیم پاساژ طلا فروشها تا انگشتری رو که واسه تولدش گرفته بودم و داده بودیم کوچیک کننش بگیریم . توی مغازه فروشنده گفت باید 5 تومن واسه کوچیک کردنش بدین . حالا ما فکر میکردیم چون کوچیک میشه و طلا زیاد میاد باید پول هم ازش بگیریم ! خلاصه پول نقد که همراهم نبود . اما خواستم کارتم رو بدم که با کارت بکشه 5 تومنو که دیگه خود یارو گفت نمیخواد و باشه بعدا! حساب میکنیم و از ما اصرار و از اون انکار و بالاخره هم نگرفت پولو . بعدش رفتیم ببینیم میتونیم حلقه انتخاب کنیم که از شانس ما همشون زشت بودن . بعدشم با یه تاکسی برگشتیم خونه . من از فری اجازه گرفتم برم خون بدم . وقتی رفتم دیدم اووواه . چقدر شلوغه . پشیمون شدم و برگشتم . توی راه یادم افتاد که کول دیسک فری رو ندادم بهش . حالا ماجراهای رسوندن کول دیسک به فری توی کوچشون دیگه بماند ... خب . این خاطره رو گذاشتم فقط واسه تست و اینکه یخمون باز شه . از این به بعد ایشالا بیشتر خاطره مینویسیم و میزاریم تولدت مبارک خوشکلم ... اینقدر تورو دوست دارم که هیچ کسی ، کسی رو اینجوری دوست نداره اینقدر برات می میرم ، قد 1 دنیا خوبی ، قد هزارتا ستاره بی تو دلم می گیره ، وقتی تنها می شم کارم انتظاره اینقدر تورو دوست دارم که هیچ کسی ، کسی رو اینجوری دوست نداره وقتی نگاهم می کنی قشنگیاتو دوست دارم حالت معصوم چشات رنگ نگاتو دوست دارم وقتی صداتو می شنوم دلم برات پر می زنه ترس یه روز ندیدنت غم بزرگ قلبمه اضطرابهای بزرگ غمهای ارجمند و حیرتهای عظیم را به روحم عطا کن. لذتها را به بندگان حقیرت بخش و درد های عظیم را بر جانم بریز. خدایا به من توفیق تلاش در شکست صبر در نا امیدی رفتن بی همراه جهاد بی سلاح کار بی پاداش فداکاری در سکوت دین بی دنیا مذهب بی عوام عظمت بی نام خدمت بی نان ایمان بی ریا تنهایی در انبوه جمعیت و دوست داشتن بی آن که دوست بدارند روزی ام کن. اگر تنها ترین تنها شوم باز خدا هست او جانشین همه نداشتن هاست دلم می خواد پر بزنه به هر دری سر بزنه الان اون از راه میرسه الان باید در بزنه تو باغچه ی خشک خونه به خاطرش گل می کارم تو گلدونای نقره کار گلای میخک می زارم هرچی که بوی غم بده از سر راش بر می دارم کی می دونه چی پیش میاد منو می خواد یا نمی خواد نکنه امروزم نیاد چشاد رو ساعت بمونه بازم بوی غم بگیره گوشه کنار این خونه خدا کنه از عاشقی منو پشیمون نکنه این باغچه ی پر از گلو دوباره ویرون نکنه خدا کنه این خونه رو مثال زندون نکنه کی می دونه چی پیش میاد منو می خواد یا نمی خواد دلم می خواد که خونه رو شمع و چراغون بکنم در و دیوار کوچه رو آیینه بندون بکنم یه غنچه ی گل بچینم میون موهام بزارم یه خال خوشکل سیاه کنار لبهام بزارم اون عکس یادگاری رو جلوی چشمام بزارم کی می دونه چی پیش میاد منو می خواد یا نمی خواد دوست دارم ... وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد تقدیم به عشقم کاشکی دستامونو زنجیر می بستیم ما به هم همه جا داد می زدیم که عاشقیم وقتی من از تو بی خبر می مونم ، میمیرم وقتی به یادت تا سحر می خونم ، میمیرم بدون تو دنیا برام زندونه ، میمیرم یه روز کنج این زندونه ویروونه ، میمیرم میمیرم ، میمیرم من بی تو میمیرم ، میمیرم
دلم تنگ است و دلگیرم خداوندا خداوندا بسی غم در دلم آکنده و تنها و غمگینم
نمی آید کسی دیگر بگیرد دست سردم را میان دست گرم خود
فشارد تا که شاید غم نخواهد تا مرا آزار دارد نمی آید کسی دیگر
بگوید حرفی از جنس گل اطلس به این تنها به این بی کس به این زندانی پر بسته مانده در قفس
نمی آید بگوید حرفی از جنس گل مهتاب به این تنها به این بی تاب دلم تنگ است و دلگیرم خداوندا خداوندا بودنم را هیچ کس باور نداشت
هیچ کس کاری به کار من نداشت
بنویسید بعد مرگم روی سنگ
با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ
آنکه خوابیده در این گور سرد
بودنش را هیچ کس باور نکرد کسی دیگر نمی کوبد کسی دیگر نمی پرسد و من چون شمع میسوزم و من گریان و نالانم درون کلبه ی خاموش خویش و من دریای پر اشکم درون سینه ی پر جوش خویش و من چون تک درخت زرد پاییزم برگی جدا از او پرم از هوای گریه…پرم از ترس و گلایه … پرم از عذاب بخشش… پرم از تلخی حسرت یه لبخند ، تا رسیدن به حقیقت… پرم از نگاهی تب دار از یه خواهش هوس بار از نفس نفس تو تکرار از یه گریه پای اصرار از تبسمی دروغین ، محض شادی دل بهاری غمگین محض پر کشیدن تو هوای بی قراری یه عاشق محض پیوند شکوفه با گل سرخ شقایق شمع ‚ ای شمع چه میخندی ؟ به شب تیره خاموشم
بخدا مُردم از این حسرت
که چرا نیست در آغوشم بخدا غنچه شادی بودم دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله آه شدم صد افسوس
که لبم باز برآن لب نرسید
الهی در دلت هرگز نباشه غصه و ماتم



زندگی جذر و مد داره
دنیامون یه عالمه آدمه خوب و بد داره
ماه من غصه نخور
همه که دشمن نمیشن
همه که پر ترک مثل تو و من نمیشن
ماه من غصه نخور
مثل ماها فراوونه
خیلی کم پیدا میشه کسی رو حرفش بمونه
ماه من غصه نخور
گریه پناه آدماست
تر و تازه موندن گل ماله اشک شبنماس
ماه من غصه نخور
زندگی بی غم نمیشه
اونی که غصه نداشته باشه ادم نمیشه
ماه من غصه نخور
خیلیا تنهان مثل تو
خیلیا با زخمای زندگی آشنان مثل تو
ماه من غصه نخور
زندگی خوب داره و زشت
خدا رو چه دیدی شاید فردامون باشه بهشت
ماه من غصه نخور
زندگی بی غم نمیشه
اونی که غصه نداشته باشه ادم نمیشه
ماه من غصه نخور
دنیا رو بسپار به خدا
هر دومون دعا کنیم تو هم جدا منم جدا









زیباترین کلمه ای که میشه گفت یک ” دوستت دارم “
به همراه یک آسمان عشق و تمنا
تقدیم به تو همسر عزیزم ، روزت مبارک
1 سال دیگه هم تونستیم در کنار هم باشیم و حالا وارد سال جدید میشیم
سال 89 خوبی های زیادی داشت و مهم ترینش این بود که ما به هم رسیدیم
از خدا می خوام سالی سرشار از شادی داشته باشی و توی همه ی کارهات موفق باشی و همه جا خدا کمکت کنه
امیدوارم تک تک روزهای سال جدید رو با خوشحالی کنار هم بگذرونیم و هیچوقت باعث رنجوندن هم نشیم ...
دوست دارم

و لبهای عاشق و معشوق را به سوی هم میراند و ناگهان در هم قفل میشوند
و سکوت همه جارا فرا گرفته است
تنها یک زمزمه به گوش میرسد
دوستت دارم برای همیشه






.gif)
















بی روی تو درهای جهانم بسته است










ای که تویی همه کسم ...
بی تو میگیره نفسم ...
اگه تورو داشته باشم ...
به هرچی میخوام مبرسم ...
1389 شاخه گل سرخ به سويت فرستاده و بر تک تک گلبرگ هاي آن مي نويسم تولدت مبارک
دوست دارم جوجه
انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد
تا وقتی که در وا میشه لحظه ی دیدن می رسه
هرچی که جاده است رو زمین به سینه ی من می رسه
ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم
اگه تورو داشته باشم به هرچی میخوام میرسم
وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم ؟
گلهای خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنم ؟
دست کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه ؟
مگه تنه من می تونه بدون تو زنده باشه ؟
ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم
اگه تورو داشته باشم به هرچی میخوام میرسم
عزیزترین سوغاتیه غبار پیراهنه تو
عمر دوباره ی منه دیدن و بوییدنه تو
نه من تورو واسه خودم نه از سر هوس میخوام
عمر دوباره ی منی تورو واسه نفس میخوام
ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم
اگه تورو داشته باشم به هرچی میخوام میرسم


![]()



در این خانه ی متروک ویران را
چرا تنهای تنهایم
و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند
و من تنهای تنهایم
اما کسی حال من غمگین نمی پرسد
که توفانی به دل دارم
اما کسی حال من تنها نمی پرسد
که هر دم با نسیمی میشود
و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند





5 سال قبل فردای همچین روزی اولین و آخرین عشقمو برای اولین بار دیدم
و اون روز بهترین روز زندگی من بود
حمیدم یادته زیر بارون !!!
بارون می بارید و با قطره هاش بهترین لحظات عمرمو زیباتر نشونم میداد ...
اونروز انقدر قشنگ بود که هیچوقت از یاد نمیره
امشب آرزو میکنم فردا هوا مثل اون روز باشه
اون روز قشنگ پاییزی ...
حمیدم سالگرد آشناییمون مبارک
حالا دیگه عشقمون وارد سال ششم میشه
ایشالله 1000 ساله بشه کنار ما ...
خیلی دوست دارم حمیدم ...
| Design By : Pars Skin |












